نامه
سلام
... اما دو سه نقطه کمی حالم خراب است
ببین حتی خطوط نامه ام پر اضطراب است
مپرس از حالو روزم خسته روح و بی قرارم
کویری دور تنهایم که دستم دور از آب است
خودم را لابه لای عابران گم کرده ام باز...
در این شهری که هرکس چهره اش پشت نقاب است
به کی باید بفهمانم که دلتنگم برایت؟
که اینجا زندگی سر و پایش عذاب است
هوا اینجا مه آلود و تکه ای ابر
لجو جا نه به فکر چیرگی بر آفتاب است
تو را نامه ی بعدی به شدت دوست دارم
تو را که چشم هایت آمیزه ای از شر و شراب است
خداحافظ برایم نامه ای بفرست
و عکسی که شاید باورم شد چشمه ای در پیچ و تاب است...


***عشق پر زده بیا پیشم تنهام,مثال عشقمون شده مثه آدم و حوا,عشق پر زده تو رو خدا برگرد دیدی mrd همه جوره باهات سر کرد***